آمریکا در حال رشد است ، احتمالاً برای خوب

ساخت وبلاگ

"همگرایی" بزرگ اواسط قرن بیستم ممکن است یک ناهنجاری باشد.

Illustration of red and blue cliffs of differing heights, with a horizontal gap in between the two

من ممکن است وقت آن نباشد که از صحبت کردن در مورد "قرمز" و "آبی" آمریکا دست بردارم. این نتیجه گیری تحریک آمیز مایکل پودورزر ، یک استراتژیست سیاسی دیرینه برای اتحادیه های کارگری و رئیس موسسه تحلیلگر ، مشترک گروه های مترقی است که در انتخابات مطالعه می کند. در یک خبرنامه خصوصی که او برای گروه کوچکی از فعالان می نویسد ، اخیراً Podhorzer پرونده مفصلی را برای فکر کردن در مورد این دو بلوک به عنوان ملل اساساً متفاوت که به طور ناخوشایند در همان فضای جغرافیایی به اشتراک می گذارند ، ارائه داد.

Podhorzer می نویسد: "وقتی به ایالات متحده فکر می کنیم ، خطای اساسی تصور آن را به عنوان یک ملت مجرد ، ترکیبی مرمر از مردم قرمز و آبی ایجاد می کنیم.""اما در حقیقت ، ما هرگز یک ملت نبوده ایم. ما بیشتر شبیه یک جمهوری فدرال دو کشور هستیم: Blue Nation و Red Nation. این یک استعاره نیست ؛این یک واقعیت جغرافیایی و تاریخی است. "

به Podhorzer ، اختلافات رو به رشد بین کشورهای قرمز و آبی نشان دهنده معکوس به خطوط جدایی در بخش اعظم تاریخ کشور است. او می نویسد که اختلافات بین کشورها در دوران دونالد ترامپ "بسیار شبیه به جغرافیایی و فرهنگی است ، با اختلافات بین اتحادیه و کنفدراسیون. و آن خطوط تقسیم کننده عمدتاً در تأسیس کشور قرار گرفتند ، هنگامی که کشورهای برده و کشورهای آزاد اتحادیه ای ناخوشایند را برای تبدیل شدن به "یک ملت" جعل کردند. "

Podhorzer دقیقاً جنگ داخلی دیگری را پیش بینی نمی کند. اما او هشدار می دهد که فشار بر انسجام اساسی کشور احتمالاً در دهه 2020 ادامه خواهد یافت. وی مانند سایر تحلیلگران که دموکراسی را مطالعه می کنند ، جناح ترامپ را که اکنون بر حزب جمهوری خواه حاکم است - که او "جنبش MAGA" را تحت تأثیر قرار می دهد ، مشاهده می کند ، زیرا ایالات متحده معادل احزاب اقتدارگرا در مکان هایی مانند مجارستان و ونزوئلا است. این یک جنبش چند جانبه و اساساً ضد دموکراتیک است که پایگاه جامد پشتیبانی نهادی را از طریق شبکه های رسانه ای محافظه کار ، کلیساهای انجیلی ، اهدا کنندگان ثروتمند جمهوریخواه ، مقامات منتخب GOP ، گروه های شبه نظامی سفیدپوست و پیگیری های گسترده ایجاد کرده است. و مصمم است که سیاست و چشم انداز اجتماعی خود را به کل کشور تحمیل کند - با یا بدون حمایت اکثریت. پودورزر استدلال می کند: "حملات ساختاری به نهادهای ما که راه را برای نامزدی ترامپ هموار کرده است ، همچنان به پیشرفت خود ادامه خواهد داد."

همه اینها به آنچه که من "واگرایی بزرگ" می گویم اکنون بین کشورهای قرمز و آبی در حال انجام است. این واگرایی خود فشار زیادی را بر انسجام کشور ایجاد می کند ، اما بیشتر و بیشتر حتی به نظر می رسد که فقط یک ایستگاه راه است. آنچه با گذشت زمان واضح تر می شود این است که GOP دوره ترامپ امیدوار است از تسلط انتخاباتی خود بر کشورهای سرخ ، تعصب دولت کوچک در کالج انتخاباتی و سنا و اکثریت منصوب GOP در دیوان عالی کشور برای تحمیل آن استفاده کند. الگوی اقتصادی و اجتماعی در کل ملت - با یا بدون حمایت اکثریت عمومی. همانطور که در جبهه هایی از جمله شورش 6 ژانویه اندازه گیری شد ، روند انتخابات انتخاباتی جمهوریخواه 2020 در حال اجرا برای دفاتر که می تواند کنترل ماشین آلات انتخاباتی سال 2024 را فراهم کند ، و پیشبرد سیستماتیک یک برنامه جمهوری خواه توسط دیوان عالی کشور ، سوال سیاسی اساسی از این امردهه 2020 باقی مانده است که آیا اکثریت حاکم است - و دموکراسی همانطور که ما آن را می شناسیم - می توانند از این توهین آمیز زنده بمانند.

P Odhorzer آمریکای قرمز و آبی مدرن را به عنوان کشورهایی که هر یک از طرفین معمولاً در سالهای اخیر کنترل یکپارچه فرمانداری و قانونگذاری ایالتی را در اختیار داشته اند ، تعریف می کند. توسط آن حیاط ، 25 ایالت قرمز ، 17 ایالت آبی و هشت کشور بنفش وجود دارد که کنترل دولت دولت به طور معمول تقسیم شده است.

با این روش اندازه گیری شد ، Red Nation کمی بیشتر از جمعیت رأی واجد شرایط کشور (45 درصد در مقابل 39 درصد) را در خود جای داده است ، اما Blue Nation بیشتر از کل محصول ناخالص ایالات متحده آمریکا کمک می کند: 46 درصد در مقابل 40 درصد. به خودی خود ، ملت آبی دومین اقتصاد بزرگ جهان خواهد بود و فقط چین را دنبال می کند. ملت سرخ در رده سوم قرار می گیرد.(Podhorzer همچنین گروه بندی کمی متفاوت از ایالت ها را ارائه می دهد که نشان دهنده روند اخیر که در آن ویرجینیا مانند یک کشور آبی در سطح ریاست جمهوری رای داده است ، و آریزونا و جورجیا از قرمز به بنفش نقل مکان کرده اند.، دو "کشور" تقریباً در جمعیت واجد شرایط رأی دهی برابر هستند و مزیت آبی در تولید ناخالص داخلی تقریباً دو برابر می شود ، با این که بخش آبی 48 درصد و قرمز فقط 35 درصد است.)

تفاوت سخت کننده بین قرمز و آبی ، Podhorzer ، "قدرت" 10 کشور بنفش (اگر آریزونا و جورجیا را شامل می شوید) برای "تصمیم گیری در مورد کدام یک از دو ارزش کشور ابرقدرت ، آبی یا قرمز ، در انتخابات ریاست جمهوری و کنگره"بشرو این کشور را به طور دائمی در حاشیه چاقو قرار می دهد: حاشیه رای گیری برای هر یک از طرفین در آن کشورهای بنفش بیش از دو درصد امتیاز در هر یک از سه انتخابات ریاست جمهوری گذشته نبوده است.

واگرایی روزافزون و خصمانه بین ملت سرخ و ملت آبی ویژگی مشخصی برای آمریکای قرن بیست و یکم است. این یک وارونگی از دهه های میانه قرن بیستم است ، هنگامی که روند اساسی به سمت همگرایی بیشتر بود.

یکی از عناصر این همگرایی از طریق آنچه محققان حقوقی "انقلاب حقوق" می نامند ، حاصل شد. این جانشینی اقدامات کنگره و دیوان عالی کشور بود که بیشتر در دهه 1960 آغاز شد ، که کف حقوق در سراسر کشور را تقویت کرده و توانایی کشورها را برای محدود کردن آن حقوق کاهش می دهد.(لحظات کلیدی در آن انقلاب شامل تصویب حقوق مدنی و اقدامات حقوقی و تصمیمات دیوان عالی کشور بود که ممنوعیت دولت در مورد پیشگیری از بارداری ، ازدواج نژادی ، سقط جنین و خیلی دیرتر ، ممنوعیت های مربوط به روابط صمیمی و ازدواج همجنسگرایان و ازدواج است.)

به طور همزمان ، اختلافات منطقه ای با امواج سرمایه گذاری ملی تعدیل شد ، از جمله هزینه های جدید معامله برای برق سازی روستایی ، اداره دره تنسی ، حمایت از قیمت های کشاورزی و تأمین اجتماعی در دهه 1930 و برنامه های جامعه بزرگ که کمک های فدرال را برای K- فراهم می کردند12 مدرسه و آموزش عالی و همچنین Medicare و Medicaid.

تأثیر این سرمایه گذاری ها (و همچنین هزینه های دفاعی گسترده در هر دو دوره) بر کشورهایی که از لحاظ تاریخی کمی صرف خدمات عمومی و توسعه اقتصادی شده اند ، به طور پیوسته شکاف در درآمد سرانه بین ایالت های کنفدراسیون قدیمی و بقیه را کاهش می دهدکشور از دهه 1930 تا حدود سال 1980. این پیشرفت ، هر چند ، پس از سال 1980 متوقف شد ، و این شکاف برای سه دهه آینده تقریباً بدون تغییر باقی ماند. از حدود سال 2008 ، Podhorzer محاسبه می کند ، کشورهای جنوبی در قلب ملت سرخ دوباره با درآمد سرانه در پشت کشور آبی قرار گرفته اند.

جیک گروماچ ، دانشمند علوم سیاسی دانشگاه واشنگتن که اختلافات بین کشورها را مطالعه می کند ، به من گفت که کشورهای سرخ ، به عنوان یک گروه ، در طیف گسترده ای از پیامدهای اقتصادی و اجتماعی - از جمله بهره وری اقتصادی ، درآمد خانواده ، امید به زندگی - در حال عقب نشینی از کشورهای آبی هستند، و "مرگ ناامیدی" از بحران مواد افیونی و الکلیسم.

مدافعان مدل حالت قرمز می توانند به اقدامات دیگری اشاره کنند که آن مکان ها را با نور مطلوب تر نشان می دهند. مسکن اغلب در کشورهای قرمز مقرون به صرفه تر است. تا حدودی به همین دلیل ، بی خانمانی در بسیاری از شهرهای بزرگ آبی بومی شده است. مالیات های حالت قرمز به طور کلی پایین تر از همتایان آبی خود هستند. بسیاری از کشورهای قرمز رشد شغلی قوی را تجربه کرده اند (هرچند که به شدت در مناطق مترو با رنگ آبی آنها متمرکز شده است). و کشورهای قرمز در سراسر کمربند خورشید در بین سریعترین رشد جمعیت کشور قرار دارند.

اما این داستان بزرگ باقی مانده است که کشورهای آبی بیشتر از آن بهره مند می شوند زیرا انتقال ملت به یک اقتصاد اطلاعاتی با محصول بالا ، قرن بیست و یکم و کشورهای سرخ (جدا از مراکز بزرگ کلانشهرهای خود که در آن اقتصاد شرکت می کنند) به عنوان صنایع نیروگاه از این نیرو رنج می برند. قرن بیستم-کشاورزی ، تولید و استخراج سوخت فسیلی-خط.

براساس محاسبات Podhorzer ، تولید ناخالص داخلی به ازای هر نفر و درآمد متوسط خانوار در حال حاضر هر دو در بخش آبی بیش از 25 درصد بیشتر از رنگ قرمز است. سهم بچه ها در فقر در بخش آبی بیش از 20 درصد پایین تر از قرمز است و سهم خانوارهای شاغل با درآمد زیر خط فقر تقریباً 40 درصد پایین تر است. پیامدهای بهداشتی نیز واگرا هستند. مرگ و میر اسلحه تقریباً دو برابر سرانه در مکان های قرمز مانند آبی است ، همانطور که میزان مرگ و میر مادران است. میزان واکسیناسیون COVID در بخش آبی حدود 20 درصد بیشتر است و میزان مرگ سرانه Covid در حدود 20 درصد بیشتر در قرمز است. امید به زندگی تقریباً سه سال در آبی (80. 1 سال) بیشتر از ایالت های قرمز (77. 4) است.(در بیشتر این اقدامات ، حالت های بنفش ، متناسب ، در جایی بین قرار می گیرند.)

هزینه سرانه در آموزش ابتدایی و متوسطه تقریباً 50 درصد در ایالات آبی در مقایسه با قرمز است. طبق قانون مراقبت مقرون به صرفه ، همه ایالت های آبی دسترسی به Medicaid را گسترش داده اند ، در حالی که حدود 60 درصد از کل جمعیت کشور قرمز در کشورهایی که از انجام این کار خودداری کرده اند ، زندگی می کنند. همه ایالت های آبی حداقل دستمزد بالاتر از سطح فدرال 7. 25 دلار را تعیین کرده اند ، در حالی که فقط حدود یک سوم ساکنان حالت قرمز در مکانهایی زندگی می کنند که این کار را انجام داده اند. قوانین حق کار در کشورهای قرمز متداول است و در رنگ آبی وجود ندارد ، با این نتیجه که دومی سهم بسیار بالاتری از کارگران اتحادیه نسبت به سابق دارند. هیچ کشوری در بخش آبی قانونی در مورد کتابهای ممنوعیت سقط جنین قبل از زنده ماندن جنین ندارد ، در حالی که تقریباً تمام کشورهای سرخ در صورتی که اکثریت دیوان عالی کشور ، همانطور که انتظار می رفت ، رو به سر در مقابل وید ، حقوق سقط جنین را محدود می کند. تقریباً تمام کشورهای سرخ نیز قوانین "ایستاده خود را در زمین" تصویب کرده اند که توسط انجمن ملی تفنگ ها حمایت می شود ، که برای کسانی که از سلاح ها در برابر یک تهدید درک شده استفاده می کنند ، دفاع قانونی را فراهم می کند ، در حالی که هیچ یک از کشورهای آبی چنین کاری نکرده اند.

شرارت قوانین محافظه کارانه اجتماعی که کشورهای سرخ از سال 2021 تصویب کرده اند ، درمورد موضوعاتی مانند سقط جنین. بحث در کلاس در مورد نژاد ، جنسیت و گرایش جنسی. و حقوق LGBTQ ، این تقسیم را گسترش می دهد. هیچ کشور تحت کنترل دموکراتیک هیچ یک از این اقدامات را تصویب نکرده است.

لیلیانا میسون ، دانشمند علوم سیاسی دانشگاه جانس هاپکینز ، به من گفت که تجربه جدایی جیم کلاغ یک مرجع مهم را برای درک اینکه کشورهای قرمز تا چه اندازه ممکن است این جنبش را برای عقب نشینی حقوق مدنی و آزادی ها به دست آورند ، ارائه می دهد - نه اینکه آنها به معنای واقعی کلمه به دنبال بازیابی باشندتفکیک ، اما این که آنها با "زمانی که ایالت ها" قوانینی را چنان "کاملاً متفاوت" داشتند که شکلی از آپارتاید داخلی ایجاد کردند ، راحت هستند. با افزایش فاصله بین دو بخش ، وی گفت: "انواع پتانسیل برای اختلالات عمیق ، اختلالات اجتماعی وجود دارد ، که فقط مربوط به احساسات و عقاید ما نیست."

به Podhorzer ، جدایی رو به رشد بدان معنی است که پس از دوره تمایز محو شدن ، اختلافات بستر مربوط به تأسیس کشور در حال تغییر است. او استدلال می کند که یکی از عناصر مهم آن ، بازگشت آنچه که او "حکومت یک حزب در ملت سرخ" می نامد ، است.

او با محاسبات آماری پیچیده اما گفتن ، بازگشت به الگوهای تاریخی از دوران جیم کلاغ را که در آن حزب غالب (دموکرات های جدایی طلب در آن زمان ، جمهوریخواهان محافظه کار اکنون) برای دستیابی به سطح تسلط سیاسی در ملت سرخ ، زمین بازی را کمرنگ کرده است. بسیار فراتر از سطح پشتیبانی مردمی خود. به گفته وی ، این مزیت ، قوانینی است که ثبت نام یا رأی دادن در بسیاری از کشورهای قرمز را دشوارتر می کند ، و شریر های شدید که به جمهوریخواهان اجازه داده است عملاً کنترل نامحدود بسیاری از قانونگذاری های ایالتی را قفل کنند. گروباچ در مقاله اخیر با تجزیه و تحلیل روندهای دموکراسی کوچک در سراسر ایالت ها به نتیجه گیری مشابهی رسید. گروماچ گفت: "این یک عرشه واقعاً انباشته در این ایالت ها به دلیل این عقب نشینی دموکراتیک است."

سؤال اصلی مبنی بر افزایش تجزیه و تحلیل Podhorzer این است که ایالات متحده با دو بخش که تاکنون از هم جدا می شوند ، عملکرد ایالات متحده را انجام می دهد. از نظر من تاریخ ، دو مدل را ارائه می دهد.

در طی هفت دهه تفکیک قانونی جیم کرو از دهه 1890 تا دهه 1960 ، هدف اصلی کشورهای جنوبی در هسته آمریکای سرخ دفاعی بود: آنها خستگی ناپذیر برای جلوگیری از دخالت فدرال با تفکیک تحت حمایت دولت کار کردند اما به دنبال تحمیل نبودندآن را در ایالت های خارج از منطقه.

در مقابل ، در سالهای گذشته قبل از جنگ داخلی ، جهت گیری سیاسی جنوب توهین آمیز بود: از طریق دادگاه ها (تصمیم اسکات 1857 در سال 1857) و در کنگره (قانون کانزاس-نبراسکا در سال 1854) ، هدف اصلی آن مجاز به گسترش گسترش بودبرده داری به سرزمین ها و ایالت های بیشتر. کشورهای جنوبی به جای اینکه فقط از برده داری در مرزهای خود محافظت کنند ، به دنبال کنترل سیاست های فدرال برای تحمیل دیدگاه خود در سراسر کشور ، از جمله ، به طور بالقوه ، تا حد زیادی بر ممنوعیت های برده داری در کشورهای آزاد بودند.

بعید به نظر می رسد که جمهوریخواهان دوره ترامپ اولویت های سیاست ائتلاف سفید و مسیحی خود را در سراسر کشورهای قرمز نصب کنند ، فقط با تعیین قوانین در مکانهایی که اکنون تحت کنترل خود هستند ، راضی خواهند شد. پودورزر ، مانند میسون و گروماچ ، معتقد است که هدف بلند مدت جنبش MAGA کج کردن قوانین انتخاباتی در کشورهای کافی است تا کنگره برنده یا کاخ سفید را برای دموکرات ها تقریبا غیرممکن کند. سپس ، با حمایت اکثریت منصوب شده GOP در دیوان عالی ، جمهوریخواهان می توانند ارزش ها و برنامه های دولت قرمز را در سراسر کشور تحمیل کنند ، حتی اگر بیشتر آمریکایی ها با آنها مخالف باشند. Podhorzer می نویسد: "جنبش MAGA در مرزهای حالت هایی که قبلاً کنترل می کنند متوقف نمی شود.""این به دنبال فتح هرچه بیشتر قلمرو با هر وسیله ممکن است."

به عبارت دیگر ، الگوی ترامپ بیشتر در جنوب در سال 1850 نسبت به جنوب در سال 1950 است ، بیشتر جان کالهون نسبت به ریچارد راسل.(برخی از جمهوریخواهان دولت قرمز حتی به طور دور از كالهون در قول ابطال-یعنی سرپیچی از قوانین فداكاری كه با آنها مخالف هستند ، تکرار می كنند.) این بدان معنا نیست كه آمریكایی ها همانطور كه بعد از دهه 1850 انجام دادند ، دوباره با یكدیگر مبارزه می كنند. اما این بدان معناست که دهه 2020 ممکن است بیشترین تهدید را برای ثبات اساسی کشور از آن سالهای تاریک و پرتحرک به همراه آورد.

مدرسه ی فارکس...
ما را در سایت مدرسه ی فارکس دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : مینا لاکانی بازدید : <-PostHit-> تاريخ : يکشنبه 28 اسفند 1401 ساعت: 15:29