روند صعودی طلای جهانی کند شد

ساخت وبلاگ

(به شماره شماره 12 مراجعه کنید)

ژاپن کند می شود

همانطور که در سخنرانی قبلی ذکر شد ، رشد بالای ژاپن در اوایل دهه 1970 به پایان رسید. به طور متوسط ، نرخ رشد در دهه 1970 و 80 به حدود 4 ٪ کاهش یافت و در دهه 1990 به نزدیک به صفر رسید. چرا رشد در اوایل دهه 1970 کند شد؟پس چه اتفاقی افتاد؟

یک واقعیت مهم که باید در نظر داشته باشیم این است که این کاهش رشد برای همه کشورهای صنعتی از جمله کشورهای آمریکای شمالی و اروپای غربی رایج بود. بنابراین دلایل کندی باید (حداقل تا حدودی) جهانی باشد ، اگرچه ممکن است عوامل داخلی نقش داشته باشند. علاوه بر این ، تورم در همه کشورهای صنعتی در دهه 1970 شتاب گرفت. این همچنین به یک علت مشترک در سطح جهانی اشاره دارد.

بگذارید دلایل داخلی و بین المللی برای کندی ژاپن را به نوبه خود بررسی کنیم.

پایان گرفتن

از طرف داخلی ، انتقال به رشد پایین تر طبیعی و اجتناب ناپذیر بود زیرا اقتصاد ژاپن با اقتصادهای ایالات متحده و اروپا روبرو شده و بالغ شده بود. در طی فرآیند جلب توجه ، یک کشور در حال توسعه می تواند (انتخابی) فناوری واردات و سیستم های جدیدی را که در جهان توسعه یافته وجود دارد ، وارد کند. اما وقتی بخشی از دنیای توسعه یافته می شوید ، دیگر نمی توانید دیگران را کپی کنید اما برای رشد باید چیز جدیدی ایجاد کنید. به طور طبیعی ، پاک کردن مسیر خود سخت تر و کندتر از پیروی از مسیر شخص دیگری است.

از نظر سرانه GNP (اندازه گیری شده به دلار واقعی ، نه دلار PPP-به زیر) ، نسبت درآمد بین ژاپن و ایالات متحده در سال 1950 1 تا 14 ، 1 تا 6 در سال 1960 و 1 تا 2. 5 در سال 1970 بود. اینباریک شدن شکاف درآمدی البته نتیجه رشد بسیار سریع ژاپن در مقایسه با ایالات متحده بود. پس از دهه 1970 ، نوسانات نرخ ارز ین/دلار شروع به ایجاد مزاحمت در این مقایسه درآمد کرد. نسبت درآمد در سال 1980 1 تا 1. 3 و 1 تا 0. 93 در سال 1990 بود (این بدان معنی است که درآمد ژاپن به طور موقت از درآمد ایالات متحده بالاتر بود). اما از آنجا که قیمت های ژاپنی به طور کلی بسیار بالاتر از ایالات متحده بود ، این لزوماً به معنای این نیست که مردم ژاپن در سال 1990 از آمریکایی ها استاندارد زندگی بالاتری کسب کرده بودند.

از نظر درآمد سرانه در خرید برابری قدرت (PPP) ، ژاپن در سال 1966 و انگلیس در سال 1975 از ایتالیا پیشی گرفت. ژاپن از ایالات متحده ، آلمان غربی یا فرانسه پیشی نگرفت اما تا اواسط دهه 1970 به سطح درآمد آنها نزدیک شد. بنابراین ، می توان گفت که ژاپن تا دهه 1970 کاملاً در گروه بالاترین درآمد قرار داشت.

خرید برابری قدرت (PPP) یک نرخ ارز فرضی است که برای تفاوت قیمت ها تعدیل شده است. از آنجا که سطح قیمت از یک کشور به کشور دیگر متفاوت است ، همان مقدار پول گاهی اوقات فقط و سایر اوقات فقط کمی خریداری می کند. در ژاپن ، قیمت ها 1 دلار بالا است (یا معادل ین آن) کمتر از مثلاً چین خریداری می کند. این تعدیل برای مقایسه صحیح درآمد و استانداردهای زندگی در سراسر کشورها ضروری است.

راه دیگر برای اندازه گیری درآمد ، مقرون به صرفه بودن دوام مصرف کننده است. برای خرید یک ماشین جدید (اصلی ترین مدل) در سال 1966 10. 7 ماه حقوق متوسط طول کشید ، اما کارگران ژاپنی برای خرید یک ماشین در سال 1974 مجبور بودند فقط 4. 0 ماه کار کنند. در سال 1991 ، یک ماشین جدید پس از 2. 4 ماه کار می توانست داشته باشدبشردر دهه 1970 ، تقریباً همه خانوارهای ژاپنی مجهز به ماشین لباسشویی ، یخچال ، جاروبرقی ، تلفن و تلویزیون های رنگی بودند (اتومبیل و تهویه هوا به اندازه کافی متعلق به آنها نبودند زیرا برای برخی از خانواده ها لازم نبودند).

شوک های نفتی در سالهای 1973-74 و 1979-80

از طرف خارجی ، در دهه 1970 دو شوک بزرگ اقتصادی بین المللی وجود داشت که برای همه کشورها مشترک بود: شوک های نفتی و آغاز شناور عمومی ارزهای عمده. اکنون اینها از نزدیک مورد بررسی قرار می گیرند.

قیمت نفت خام برای مدت طولانی در دوره پس از WW2 پایین و پایدار بود. اما در پاییز سال 1973 ، سازمان کشورهای صادرکننده نفت (OPEC) تصمیم گرفت قیمت خود را به طور چشمگیری از 2 دلار به 11 دلار در هر بشکه افزایش دهد و میزان صادرات آنها را به کشورهای صنعتی حدود 10 ٪ کاهش دهد. قیمت نفت دوباره در حدود 30 دلار در هر بشکه در سالهای 1979-80 افزایش یافت. هر دو این افزایش قیمت با موقعیت های سیاسی و نظامی در خاورمیانه همراه بود. اولین شوک نفتی نتیجه چهارمین جنگ خاورمیانه بود و شوک دوم نفت در پاسخ به انقلاب ایران بود.

کشورهای OECD به شدت به نفت وارداتی وابسته بودند (67 ٪ از مصرف داخلی به طور متوسط) اما وابستگی نفت خارجی ژاپن به ویژه زیاد بود (99. 7 ٪). در ژاپن ، اولین شوک نفتی باعث افزایش تورم WPI و CPI شد (بین آنها ، WPI سریعتر افزایش یافت) فراتر از آنچه می توان با تأثیر روغن خالص توضیح داد. مردم به وحشت انداختند و سعی کردند تا حد ممکن بسیاری از نیازهای روزانه ، مانند کاغذ توالت ، صابون و نفت سفید را در نظر بگیرند. اما این رفتار جوراب زنانه ساقه بلند به طور جمعی منجر به قفسه های خالی در سوپر مارکت ها شد ، اگرچه عرضه جریان برای پوشش تقاضای جریان کافی بود. با دیدن قفسه های خالی ، مردم حتی بیشتر وحشت کردند. به این کار Kyoran Bukka (قیمت های دیوانه) گفته شد. کمبود در ورودی های صنعتی نیز مشاهده شد.

در سال 1974 ، ژاپن اولین رشد منفی (-0. 8 ٪) را در دوره پس از جنگ ثبت کرد. این "رکود اقتصادی" (رکود اقتصادی در میان تورم بالا) نامیده شد.

با این حال ، در معاینه دقیق ، عرضه پول به سرعت در حال افزایش بود و تورم در اوایل دهه 1970 قبل از اولین شوک نفتی در حال تسریع بود. این امر به دلیل مداخله ارز خارجی بانک ژاپن برای حمایت از دلار (خرید انبوه دلار با استریل سازی اندک) بود. علاوه بر این ، سیاست مالی در اوایل دهه 1970 توسط "برنامه بازسازی مجمع الجزایر ژاپنی" (سرمایه گذاری عمومی فعال برای زیرساخت های حمل و نقل در مقیاس بزرگ) توسط نخست وزیر کاکوئی تاناکا هدایت شد.

پس از اولین شوک نفتی و "قیمت دیوانه" ، "برنامه بازسازی" نخست وزیر تاناکا کنار گذاشته شد. سیاست پولی نیز به تدریج محکم شد. بانک ژاپن به دلیل ایجاد تورم جدی به شدت مورد انتقاد قرار گرفت و در پاسخ ، "پولدار تر" شد. بانک ژاپن برای جلوگیری از تورم بیشتر ، رشد پولی پایین را هدف قرار داد.

کتاب Kakuei Tanaka برای بازسازی ژاپن با سرمایه گذاری گسترده عمومی در زیرساخت های حمل و نقل پیشنهاد شده است. قیمت نفت خام (USD/بشکه). مصرف کنندگان وحشت زده برای خرید کاغذ توالت به سوپر مارکت ها هجوم آوردند.

به عنوان بخشی از اصلاحات ساختاری ، دولت سعی در کاهش مصرف انرژی و ترویج "عقلانیت" (ادغام و بسته شدن) صنایع پر انرژی از جمله کاغذ و پالایش آلومینیوم داشت. کمپین ملی برای خاموش کردن چراغ های غیر ضروری شروع شد ، دمای اتاق را در زمستان یا بیشتر در تابستان و غیره پایین تر کرد. صرفه جویی در مصرف انرژی برای اجرای وقت به طول انجامید ، اما در نهایت کاملاً موفق بود. در اوایل دهه 1980 ژاپن کارآمدترین کاربر انرژی در بین کشورهای صنعتی شد. شرکت های اتومبیل ژاپنی همچنین موفق به تولید انبوه خودروهای با انرژی با انرژی شدند که بسیاری از آنها به بازارهای خارج از کشور ، به ویژه ایالات متحده صادر شده اند (داستان Soichiro Honda را در سخنرانی 11 مشاهده کنید).

در مقایسه با اولین شوک نفتی ، شوک دوم نفتی تأثیر نسبتاً جزئی بر ژاپن داشت. تورم افزایش یافت اما خیلی زیاد نبود و اقتصاد به رشد خود ادامه داد.

علت یا اثر؟

بسیاری از اقتصاددانان در سراسر جهان در مورد ماهیت شوک های نفتی بحث می کردند. دو تفسیر با قطر مخالف از شوک های نفتی وجود داشت ، و بحث هنوز حل نشده است. جفری ساکس ، مایکل برونو و باری بوسورث (در میان دیگران) مقام اول را به دست آوردند. هانس ژنبرگ ، الکساندر سووبودا و رونالد مک کینون (به علاوه Kenichi Ohno) مقام دوم را به دست آوردند.

نمای شوک عرضه: اولین-و محبوب تر-نمای می گوید که شوک نفت یک شوک عرضه ناشی از قدرت سیاسی اوپک بود. با افزایش قیمت نفت به صورت برونزا ، منحنی عرضه کل و به سمت چپ تغییر یافت (به مدل استاندارد IS-LM-AS-AD فکر کنید). این منجر به قیمت بالاتر و بازده پایین تر ، یعنی "رکود" شد. علاوه بر این ، افزایش دستمزد تهاجمی توسط اتحادیه های کارگری به تورم جهانی کمک کرده است. برای مقابله با این وضعیت ، جهان باید مشکلات جانبی خود را از جمله کمبود انرژی و استحکام دستمزد حل کند.

دیدگاه جهانی پولی: دیدگاه جایگزین استدلال می کند که تورم بالا در اثر گسترش پولی جهانی ایجاد شده است ، که به نوبه خود ناشی از تجزیه سیستم نرخ ارز ثابت برتون وودز بود. از آنجا که بانکهای مرکزی ژاپنی و اروپا سعی در خرید دلار برای جلوگیری از قدردانی شدید ارزهای خود در برابر دلار در طی سالهای 1971-73 ، عرضه پول در همه کشورهای اصلی افزایش یافته است. نقدینگی بیش از حد جهانی تورم قیمت کالا را حتی قبل از شروع اولین شوک نفتی مشتعل کرد. شوک نفت نتیجه نهایی بود و نه علت تورم زیاد که با استفاده از بیش از حد پول جهانی ایجاد شده است. اوپک همیشه پرخاشگر است ، اما تلاش آنها برای بالا بردن قیمت نفت تنها در شرایطی که نقدینگی جهانی بیش از حد وجود داشته باشد ، موفق می شود. بنابراین ، رکود در دهه 1970 باید با بی ثباتی سیستم پولی بین المللی توضیح داده شود.

شناور ارزهای عمده

سیستم برتون وودز (71- 1944) یک سیستم نرخ ارز ثابت مبتنی بر دلار و محور ایالات متحده بود. این امر به ثبات جهانی بی سابقه جهانی ، رشد بالا و آزادسازی تجارت از دهه 50 به بعد دست یافت. اما این سیستم در اواسط دهه 1960 شروع به نشان دادن کرنش کرد.

از آنجا که ایالات متحده (کشور مرکز) شروع به اتخاذ یک موضع کلان اقتصادی گسترده کرد ، تورم جهانی در اواخر دهه 1960 پدیدار شد. فشار رو به پایین بر دلار و فشار رو به بالا بر طلا و ارزهای اروپایی و ژاپنی در بازار ارز وجود داشت. در آگوست 1971 ، رئیس جمهور آمریكا ریچارد نیکسون سرانجام اعلام كرد كه دلار آمریکا دیگر به طلا ثابت نشده است و دلار شروع به شناور كرد. اما بانک ژاپن و بانکهای مرکزی در اروپا برای جلوگیری از قدردانی از ارزهای خود در برابر دلار ، به طور گسترده ای برای خرید دلار مداخله کردند. از سال 1971 تا 1973 ، جهان سعی کرد تا ارزهای اصلی را در بقایای جدید مبادله مجدداً جمع کند ، اما این تلاش ناکام ماند. تحت حملات سوداگرانه شدید ، جهان در اوایل سال 1973 وارد دوره ای از ارزهای بزرگ شناور شد.

از آن زمان ، شناور عمومی تا این تاریخ ادامه دارد. به زودی کشف شد که شناور خالص بیش از حد بی ثبات و مضر برای اقتصادهای ملی است. در سال 1985 ، گروه پنج نفر (G5)-ایالات متحده ، ژاپن ، آلمان غربی ، فرانسه ، انگلیس-به طور حتم برای کاهش دلار بیش از حد (توافق نامه پلازا) مداخله کردند. در سال 1987 ، گروه هفت نفره (G7)-G5 Plus ایتالیا و کانادا-برای تثبیت دلار در سطح پایین تر (Louvre Accord) مداخله کرد. پس از آن ، چنین مداخلات مشترک گهگاه برای اصلاح حرکات شدید ارز انجام می شود.

اقتصاد ژاپن به ویژه در برابر نوسان نرخ ین/دلار آسیب پذیر است زیرا (i) ین یک شناور تنها است. هیچ منطقه ین در آسیا برخلاف منطقه یورو در اروپا یا منطقه جهانی دلار برای ایالات متحده وجود ندارد.(ب) بیشتر تجارت ژاپن و تقریباً کلیه معاملات مالی به دلار انجام می شود.. و (IV) صنایع ژاپنی دارای نرخ ارز نسبتاً پایین و محتویات با ارزش افزوده داخلی بالا هستند. هنگامی که ین بیش از حد ارزشمند می شود ، تولید و راکد سرمایه گذاری ژاپنی ، قیمت ها و دستمزدها سرکوب می شوند و فشار مالی ایجاد می شود.

تأخیر در اصلاحات سیستمیک؟

برخی معتقدند که سیستم اقتصادی ژاپن دهه 1950 و 60 ، بر اساس روابط پایدار بلند مدت مانند سیستم اصلی بانک ، اشتغال در طول عمر و راهنمایی رسمی رسمی ، تا دهه 1970 منسوخ شد. این سیستم در حالی که کشور در حال پیشرفت بود ، به خوبی عمل می کرد ، اما دیگر برای یک جامعه صنعتی بالغ تر مناسب نبود. آنها می گویند که ژاپن باید در دهه 1970 به سمت یک سیستم مبتنی بر بازار و با هدایت کمتر رسمی حرکت می کرد.

اما دو شوک بزرگ (شوک های نفتی و ارزهای شناور) مداخله کردند و دولت ژاپن مجبور شد به جای تمرکز روی تحول سیستمیک ، این مشکلات کلان اقتصادی را برطرف کند. در نتیجه ، و حتی اکنون ، اقتصاد ژاپن میراث بسیاری از روند جذاب مانند تنظیم بیش از حد و عدم انگیزه برای نوآوری را حفظ کرده است. این به سد نهادی برای توسعه بیشتر ژاپن تبدیل شده است.

این یک دیدگاه است. با این حال، دیگران معتقدند که ژاپن نباید از اقتصاد آزاد نوع ایالات متحده استقبال کند. آنها استدلال می کنند که تبدیل ژاپن به یک اقتصاد بازار آزادتر، اگر قرار است انجام شود، باید به تدریج و با دقت اجرا شود، بدون اینکه ویژگی های مطلوب ژاپنی از جمله چشم انداز بلندمدت، روحیه کار تیمی، متعادل کردن کارایی و برابری و غیره دور ریخته شود. بر.

اصطکاک تجاری با آمریکا

مشکل اصلی خارجی ژاپن در دهه 1950 تا اواسط دهه 1960، نحوه مقابله با کسری تجاری در حال ظهور بود ("سقف تراز پرداخت ها" و "سیاست توقف" را در سخنرانی 11 به یاد بیاورید). اما پس از اواسط دهه 1960، مشکل به سمت عکس تغییر کرد: چگونه می توان مازاد تجاری عظیم خود را کاهش داد. مازاد تجاری برای ژاپن از نظر سیاسی نامطلوب بود زیرا آمریکا (به ویژه کنگره و لابی های صنعتی) را خشمگین کرد. به خصوص پس از دهه 1980، ژاپن بیشترین مازاد تجاری را به ثبت رساند و آمریکا سال به سال بیشترین کسری تجاری را در جهان داشت. علاوه بر این، اندازه مازاد ژاپن و کسری بودجه آمریکا مشابه بود. پس انداز ژاپنی ها برای تامین مالی مازاد هزینه های آمریکا استفاده شد و این بزرگترین جریان مالی در اقتصاد جهان شد.

خودروهای ژاپنی عازم بازارهای صادراتی مذاکره تجاری ژاپن و آمریکا (ابتکار مانع استراتژیک، 1989)

تاریخچه اصطکاک تجاری ژاپن با ایالات متحده (و تا حدی با اتحادیه اروپا) طولانی و به شدت سیاسی است. در دهه 1960 زمانی که ژاپن محصولات نساجی ارزان ("بلوز یک دلاری") را به بازار ایالات متحده صادر می کرد، آغاز شد. پس از آن، یک به یک تعدادی از کالاهای ژاپنی مورد حمله قرار گرفتند: فولاد، تلویزیون، ماشین آلات فلزکاری، خودرو، پخش ویدئو، نیمه هادی و غیره. از دهه 1980، علاوه بر فشار برای صادرات کمتر، ایالات متحده همچنین شروع به درخواست از ژاپن برای خرید بیشتر کالاهای آمریکایی از جمله محصولات کشاورزی مانند پرتقال و گوشت گاو، قطعات خودرو، ساخت و ساز و خدمات مالی و غیره کرد. ایالات متحده همچنین استدلال کرد که سیستم اقتصادی ژاپن ناکارآمد و بسته به واردات است، بنابراین باید اصلاح شود.

من و پروفسور رونالد مک کینون (دانشگاه استنفورد) کتابی در مورد چگونگی تفسیر این اصطکاک اقتصادی دوجانبه نوشتیم (به مرجع زیر مراجعه کنید). دیدگاه ما در ایالات متحده در اقلیت است، اما افراد زیادی در ژاپن هستند که با تحلیل ما موافق هستند. فرضیه مک کینون-اوهنو در مورد "سندرم ین همیشه بالاتر" می گوید:

-هر چند سال که کسری تجارت ایالات متحده با ژاپن از نظر سیاسی غیرقابل تحمل می شود ، ایالات متحده دو چیز را می طلبد: (i) ین باید قدردانی شود. و (ب) ژاپن باید بیشتر از آن بخرد و کمتر به ایالات متحده بفروشد. این اتفاق در سالهای 1971-73 ، 1977-78 ، 1985-87 و 1993-95 رخ داد. از آنجا که مقامات عالی ایالات متحده (به طور معمول وزیر خزانه داری ، گاهی اوقات حتی رئیس جمهور) با ین صحبت می کنند ، ین به شدت قدردانی می کند و تنش تجاری بین ژاپن و ایالات متحده افزایش می یابد.

-اما این تنها اقتصاد ژاپنی و آسیا را بدون حل مشکل کسری تجارت ایالات متحده بی ثبات می کند. کسری ایالات متحده یک مشکل ساختاری طولانی مدت و ایجاد شده در اثر کمبود پس انداز دولت و خانواده های آمریکا است. تعدیل ارز یا مذاکرات تجاری نمی تواند این مشکل ساخته شده ایالات متحده را حل کند. راه حل اساسی باید از سیاست داخلی آمریکا برای مهار مصرف و تشویق پس انداز باشد.

-ژاپن باید اقتصاد خود را باز کند و واردات بیشتری را از کشورهای در حال توسعه (نه فقط از ایالات متحده) و FDI از خارج از کشور بپذیرد. این برای اصلاحات خرد و ساختاری ژاپن مفید خواهد بود. با این حال ، ممکن است تأثیر کمی در تعادل تجارت داشته باشد که اساساً توسط رابطه پس انداز و سرمایه گذاری در سطح کلان تعیین می شود. ژاپن و ایالات متحده باید توافق نامه های دو جانبه را برای حل اختلافات تجاری در سطح خرد یا بخش (یا آن را به WTO) نتیجه بگیرند. و (ب) نرخ ارز ین/دلار را تثبیت کنید.

 

از دهه 1990 ، الگوی سیاست دو جانبه بین ایالات متحده و ژاپن بیشتر تکامل یافته است. پس از اواسط دهه 1990 ، اقتصاد ایالات متحده با رونق فناوری اطلاعات و حباب دارایی در حال افزایش بود در حالی که اقتصاد ژاپن راکد بود. تقاضای معمول ایالات متحده برای افتتاح ژاپن و قدردانی از ین در حال شکاف بود ، حتی اگر شکاف تجاری ژاپن و آمریکا بسیار بزرگ باشد. تصور می شد که بی ثبات سازی بیشتر اقتصاد ژاپن برای جهان و همچنین اقتصاد ایالات متحده بد خواهد بود. اما اکنون ، حباب آمریکایی پشت سر گذاشته است ، مشکل مالی برگشته است و دولت بوش نگران ایجاد شغل لاغر است.

در چند سال گذشته ، برخی از مقامات و اقتصاددانان ژاپنی برای افزایش اقتصاد ضعیف داخلی ، برای استهلاک ین استدلال کردند ، زیرا محرک های مالی و پولی همه شکست خورده اند. با این حال ، اگر ژاپن و ایالات متحده هر دو می خواهند به طور همزمان از ارز خود ارزشی کنند (که تحقق آن غیرممکن است) ، من نمی دانم چه اتفاقی خواهد افتاد. در واقعیت ، دلار در برابر ین و به ویژه یورو در سال 2003 و 2004 کاهش یافته است. دولت ایالات متحده همچنان سیگنال های بسیار مبهمی را در مورد مطلوبیت استهلاک دلار ارسال می کند.

در این مدت ، چین ژاپن را به عنوان بزرگترین کشور مازاد تجاری در مقابل ایالات متحده جایگزین کرده است و اصطکاک تجاری مشابه بین چین و ایالات متحده پدید آمده است. همانطور که انتظار می رود ، ایالات متحده اکنون خواستار قدردانی از ارز چینی (RMB) برای کاهش رقابت خود است. چین نرخ ارز ثابت و کنترل سرمایه محکم را حفظ کرده است ، بنابراین وضعیت دقیقاً مشابه با ژاپن نیست. اما نحوه مدیریت RMB اکنون به یکی از مهمترین سؤالات اقتصاد جهانی تبدیل شده است. دولت چین قصد دارد RMB را در آینده انعطاف پذیرتر کند ، اما هیچ جزئیاتی به آن نمی دهد.

پیش از این ، ژاپن هدف انتقاد جهانی بود زیرا خیلی قوی بود. اکنون ژاپن ضعیف است و توجه زیادی از دولت های خارجی به خود جلب نمی کند. این تغییر به عنوان "تبدیل ژاپن" به "عبور ژاپن" توصیف شده است. ژاپنی ها مانند خودآزمایی هستند و نسبت به نحوه درک دیگران از آنها بسیار حساس هستند.

گسترش مالی و ادغام (و گسترش دوباره)

در دوره رشد بالای دهه 1950 ، بودجه دولت مرکزی به طور کلی سالم بود. این مازاد بود و هیچ پیوندی دولتی تا سال 1965 صادر نشده است. اما در اواسط تا اواخر دهه 1970 ، گسترش مالی برای تحریک اقتصاد به شکلی بزرگ فعال شد و با صدور اوراق قرضه جدید دولتی تأمین شد (بیشتر در بلوغ 10 ساله. بعداً در سررسید کوتاه تر نیز). بدهی عمومی به سرعت جمع شد.

در دهه 1980 ، وزارت دارایی ژاپن ابتکار عمل برای ادغام مالی را آغاز کرد. بودجه محکم تر و کاهش هزینه های جسورانه هدف قرار گرفت. اصلاحات مالی و اداری پیشنهاد شد و تا حدودی انجام شد.

دومین مطالعه ویژه اصلاحات اداری (Dai Ni Rincho ، 1981-83) ، یک ارگان رسمی مشاوره به سرپرستی رئیس جمهور سابق Keidanren Toshio Doko ، کاهش هزینه های بدون افزایش مالیات برای ادغام مالی را توصیه می کند. توصیه های وی همچنین شامل سهم بین المللی بیشتر از طریق افزایش ODA و هزینه های نظامی ، کاهش هزینه های مراقبت های بهداشتی و ابتکار بخش خصوصی بود. آقای دوکو خود مردی با نظم و انضباط و زندگی ناچیز بود. او برای صبحانه یک ماهی خشک کوچک خورد.

گزارش Maekawa (87- 1986) ، تهیه شده توسط یک گروه مشاوره خصوصی به نخست وزیر Nakasone (به ریاست بانک سابق فرماندار ژاپن هاروو موکاوا) ، سیاست های مالی و پولی انبساطی را برای تقویت تقاضای داخلی ، مقررات اقتصادی و کاهش اقتصادی توصیه کرد. مازاد تجارت برای جلوگیری از اصطکاک با ایالات متحده. سیاست پایین نرخ بهره وی بعداً به دلیل ایجاد حباب دارایی مورد انتقاد قرار گرفت. همچنین ، پروفسور Ryutaro Komiya به شدت از توصیه آقای Maekawa برای کاهش مازاد تجارت انتقاد کرد و گفت که مازاد یک متغیر کلان اقتصادی است و باید به بازار واگذار شود (به تصویر زیر مراجعه کنید).

با تشکر از تلاش وزارت دارایی و حباب دارایی در اواخر دهه 1980 ، تعادل مالی به تدریج در اواخر دهه 1980 بهبود یافت. اما حباب در سالهای 1990-91 و اقتصاد ژاپن در رکود طولانی فرو رفت. محرک های مالی در دهه 1990 به طور فزاینده ای محاکمه شدند و بدهی های عمومی دوباره شروع به جمع آوری کردند.

پروفسور کومیا و اصطکاک تجاری ژاپن و ایالات متحده

پروفسور Ryutaro Komiya (1928-) یکی از برجسته ترین اقتصاددانان ژاپن است. وی پس از فارغ التحصیلی از دانشگاه توکیو ، در دانشگاه هاروارد ، دانشگاه استنفورد و دانشگاه Aoyama Gakuin تحصیل و تدریس کرد. او استاد و همچنین معاون دانشکده اقتصاد در دانشگاه توکیو بود. وی همچنین به عنوان مدیر عامل موسسه تحقیقات MITI فعالیت داشت.

حوزه تحقیقاتی اصلی وی اقتصاد بین المللی است. علاوه بر آثار نظری ، پروفسور کومیا کتابهای بسیاری را با انتقاد از سیاست های بانک ژاپن و دولت های ژاپنی و ایالات متحده نوشت. وی در کتاب خود در سال 1994 (به لیست مرجع مراجعه کنید) ، وی با صراحت این ایده را که مازاد تجارت ژاپن به دلیل ماهیت بسته بازارهای ژاپن است ، رد کرد. وی تصریح کرد که شکاف تجارت اساساً یک پدیده کلان اقتصادی از مانده پس انداز سرمایه گذاری است. مگر اینکه ایالات متحده سیاست های داخلی را برای افزایش نرخ پس انداز خود اتخاذ کند ، کومیا گفت که هیچ مذاکره تجاری یا دستکاری نرخ ارز مسئله شکاف تجارت را "برطرف می کند". وی همچنین از گزارش Maekawa به عنوان کاملاً گمراه کننده انتقاد کرد.

در اینجا گزیده هایی از کتاب او آورده شده است:

"بگذارید من در مورد اینکه چرا این کتاب را می نویسم تأمل کنم. موقعیت فعلی من تقریباً به شرح زیر است. برای بیش از یک دهه از حدود سال 1983 ، مازاد حساب فعلی ژاپن و کسری عظیم آمریکا-یا مازاد تجارت ژاپن با ایالات متحده-در برابر این مازاد تجارت ژاپن ، ایالات متحده ، ایالات متحده به طرز تهاجمی از ما خواسته است تا مازاد را کاهش داده و بازار ژاپن را باز کنیم.

برای من ، اول از همه ، این خواسته ها برای کاهش مازاد و باز کردن بازارها-یا به طور دقیق تر ایده های این خواسته ها-بسیار غیر منطقی و غیر منطقی است. پاسخ ژاپن به ایالات متحده در گزارش به اصطلاح Maekawa در سال 1986 نیز بسیار نامناسب بود.

دوم ، از دیدگاه اقتصاد ، بحث در مورد عدم تعادل حساب جاری دو جانبه پر از اشتباهات ابتدایی است. حماقت و مزخرف این بحث را حاکم می کند. و من معتقدم که این مأموریت من به عنوان یک اقتصاددان برای تصحیح چنین اشتباهات و مزخرفات است.

سوم ، من خودم را بین المللی و ناسیونالیستی نمی دانم و به آن افتخار می کنم. اما من نمی توانم وضعیتی را تحمل کنم که ژاپن بر اساس سوء تفاهم ، تعصب و بدخواهی مورد انتقاد جامعه جهانی قرار گیرد. من می خواهم چنین انتقاداتی را رد کنم و این ایده های اشتباه را اصلاح کنم. "(صص 3-4)

"اخیراً ، دوباره ظهور این ایده وجود دارد که قدردانی ین می تواند مازاد تجارت ژاپن را کاهش دهد. اما این ایده اساساً اشتباه می شود. نرخ ارز می تواند فقط بخش چرخه ای مازاد را تنظیم کند ، اگر اصلاً در نرخ ارز شناور باشد. سیستم ، نرخ ارز (واقعی) درون زا است و نمی تواند در سطح دلخواه دستکاری شود. "(ص 106)

"به طور کلی ، تأثیر نرخ ارز واقعی (یا شرایط تجارت) بر پس انداز و سرمایه گذاری مبهم است. به عنوان اولین تقریب ، پیشنهاد می کنم فرض کنم که شرایط تجارت هیچ رابطه مستقیمی با روند S ندارد [پس انداز] و من [سرمایه گذاری] در هر اقتصاد. مطالعات نظری و تجربی در مورد پس انداز در گذشته ، تأثیر تغییرات در قیمت های نسبی یا شرایط تجارت را در نظر نگرفت ، زیرا چنین تحقیق از نظر تئوری بسیار دورافتاده است. "(صص 180-181)

Komiya ، Ryutaro ، Boeki Kuroji akaji no Keizaigaku: Nichibei Masatsu no Orokasa (اقتصاد مازاد تجارت و کسری: حماقت اصطکاک ژاپن و ایالات متحده) ، Toyo Keizai Shimposha ، 1994.

Kosai ، Yutaka ، en no Sengoshi (تاریخ پس از جنگ ین) ، کتاب درسی NHK Ningendaigaku ، 1995.

مک کینون ، رونالد اول ، و کنیچی اونو ، دلار و ین: حل و فصل درگیری اقتصادی بین ایالات متحده و ژاپن ، MIT Press ، 1997. همچنین در ترجمه ژاپنی موجود است (Toyo Keizai 1998).< Pan> "به طور کلی ، تأثیر نرخ ارز واقعی (یا شرایط تجارت) بر پس انداز و سرمایه گذاری مبهم است. به عنوان اولین تقریب ، من پیشنهاد می کنم که شرایط تجارت هیچ رابطه مستقیمی با روندها ندارداز S [پس انداز] و من [سرمایه گذاری] در هر اقتصاد. مطالعات نظری و تجربی در مورد پس انداز در گذشته اثرات تغییرات در قیمت های نسبی یا شرایط تجارت را در نظر نگرفته است ، زیرا چنین تحقیق از نظر تئوری بسیار دورافتاده است.(صص 180-181)

مدرسه ی فارکس...
ما را در سایت مدرسه ی فارکس دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : مینا لاکانی بازدید : <-PostHit-> تاريخ : جمعه 4 فروردين 1402 ساعت: 20:25