جهان غیرقابل پیش بینی است. نردبان شرکتی اکنون یک پیچ و خم است ، به این معنی که دانشجویان ما باید به طور واگرا فکر کنند. در این مقاله ، ما چگونگی ادغام تفکر واگرا را در شیوه های روزمره کلاس خود بررسی می کنیم. این یک نسخه به روز شده از مقاله ای است که در ابتدا در مارس 2018 ایجاد شده است.

به پادکست گوش دهید
اگر از این وبلاگ لذت می برید ، اما می خواهید آن را به صورت گوشتی گوش دهید ، فقط روی صدای زیر کلیک کنید یا از طریق پادکست های iTunes/Apple (ایده آل برای کاربران iOS) یا Google Play و Stitcher (ایده آل برای کاربران Android) مشترک شوید.
روزی که سعی کردم گلادیاتور باشم
وقتی بچه بودم ، برادر دوقلوی من و من عاشق تماشای گلادیاتورهای آمریکایی بودیم. شما به یاد می آورید ، توری ، زپ ، آتش ، یخ و سایر شخصیت های آنها یا نام آنها مانند داروهای خیابانی یا آنوماتوپیا به نظر می رسید. اما با گذشت زمان ، ما بیشتر و بیشتر الهام گرفتیم تا نمایش گلادیاتورهای آمریکایی خود را در خانه ایجاد کنیم. ما یک روز کامل را صرف ترسیم برنامه های خود برای چگونگی تحقق آن کردیم. متأسفانه ، ما چوب ، لوله و بالشتک را برای ساختن یک دوره گلادیاتور واقعی نداریم. با این حال ، ما یک خفاش بیس بال ، برخی از دمپایی های پفی قدیمی و نوار مجرای داشتیم که ثابت کرد برای بازآفرینی بازی Jousting مناسب است. در مرحله بعد ، ما در مورد مکان ایده آل برای ساختن یک سکوی بحث کردیم. در ابتدا تصمیم گرفتیم از Swingset استفاده کنیم و سپس یک گودال کف بسازیم. متأسفانه ، ما کف نداشتیم. بنابراین ، ما ایده های خود را کمرنگ کردیم تا اینکه سرانجام به ایده تختخواب تختخواب نشستیم. ما دو چشمه و تشک را روی زمین جمع کردیم و در بالای تختخواب خود در کنار یک علامت گلادیاتورهای آمریکایی با دست رنگ آمیزی که ایجاد کرده بودیم ایستادیم.
ما ساعت ها بازی خود را صرف کردیم ، تغییرات جزئی بر روی آن اضافه کردیم و در نهایت هک کردن قوانین برای اینکه کمتر و کمتر مانند گلادیاتورهای آمریکایی و بیشتر و بیشتر شبیه گلادیاتورهای دوقلوی اسپنسر باشد. با نگاهی به آن ، من مطمئن نیستم که آیا ما هرگز مجوز خواسته ایم. والدین من به هر حال هرگز از نوع هلیکوپتر نبودند. و ما یک لحظه داشتیم که برادرم شلیک ارزان کرد و من لامپ را روی فن سقفی خود شلیک کردم. یا شاید من کسی بودم که شلیک ارزان را گرفتم. حافظه من در این حادثه کمی فازی است.
اگرچه ما در آن زمان آن را درک نکردیم ، وقتی بازی گلادیاتورهای آمریکایی خود را اختراع کردیم ، اتفاق قدرتمندی رخ می داد. ما در حال توسعه مهارت های تفکر واگرا بودیم. این همان اتفاقی است که ما اتفاق افتاد که ما هرگونه اشیاء خانگی تصادفی را که می توانیم به عنوان جدا از یک رقابت پیدا کنیم ، گرفتیم تا ببینیم چه کسی می تواند بهترین مجموعه سازهای موسیقی را ارائه دهد. در هر دو مورد ، ما با یک ایده جسورانه و کمبود منابع شروع کردیم. با این حال ، این محدودیت خلاق ما را به "هک کردن" اشیاء اطراف ما سوق داد تا اینکه مشکل را حل کردیم و چیزی اصلی ایجاد کردیم. در آن زمان ، این کار بزرگی نبود. ما فقط بازی می کردیم. با این حال ، این نوع تفکر واگرا یک مهارت حیاتی است که من و برادرم هر دو به عنوان بزرگسالان از آن استفاده می کنیم. ظاهراً این اتفاقی است که می خواهید از گلادیاتورهای آمریکایی نیترو شوید.
نیاز به تفکر واگرا
در گذشته ، دانش آموزان می توانند به یک فرمول ساده وابسته باشند. در مدرسه خوب انجام دهید ، مدرک مناسب را از یک دانشگاه دریافت کنید و از نردبان شرکتی صعود کنید. این فرمولی بود که هنگام جوانی برای پدرم خوب کار کرد. اما نردبان از بین رفته است و در جای خود پیچ و خم است. دانشجویان ما در یک اقتصاد جهانی پرخاشگر قدم می زنند. اتوماسیون و هوش مصنوعی به جایگزینی مشاغل تحلیلی ادامه خواهند داد. همه این موارد صعود از نردبان را سخت تر می کند. دانش آموزان ما باید مانند کارآفرینان فکر کنند. آنها باید متفکران و مبتکران خلاق باشند:
در آینده دانش آموزان باید زیرک باشند. آنها باید بدانند که چگونه آزمایش ، تکرار و محوری را انجام دهند. اینجاست که تفکر واگرا بسیار مهم می شود. تفکر واگرا همان چیزی است که به دانش آموزان امکان می دهد بین ایده های به ظاهر تصادفی ارتباط برقرار کنند. در این فرآیند ، آنها با نگاه کردن به چیزهایی از زوایای مختلف ، راه حل های نوآورانه پیدا می کنند ، و اغلب از زمینه های غافلگیرکننده الهام می گیرند. در اینجا ، دانش آموزان یاد می گیرند که چگونه با استفاده از آنها به روش های غیر منتظره ، موارد را هک کنند. آنها می دانند که چگونه می توانند دو ایده به ظاهر نامربوط را به هم بزنند.
اگر در مورد تفکر واگرا کنجکاو هستید ، در اینجا یک فیلم سریع Sketchnote وجود دارد:
هرچه بیشتر به سمت اتوماسیون و هوش مصنوعی حرکت می کنیم ، دانش آموزان ما باید به طرز واگرایی فکر کنند. آنها ممکن است وارد اقتصاد خلاق شوند یا نباشند. با این حال ، همه آنها باید خلاقانه فکر کنند و راه حل های منحصر به فردی برای مشکلات پیچیده پیدا کنند.
چگونه می توان تفکر واگرا را در دانشجویان توسعه داد
ما ، به عنوان مربیان ، می توانیم با ادغام آن در تمرین روزانه خود ، تفکر واگرا را برای دانش آموزان خود تقویت کنیم. موارد زیر استراتژی های خاصی است که می توانید از دانش آموزان خود به فکر واگرایی استفاده کنید.
شماره 1: از انواع مختلفی از تفکر واگرا استفاده کنید.
شما می توانید از فعالیتهای تفکر واگرا به عنوان گرم کردن سریع برای فعال کردن خلاقیت یا به عنوان یک مغز مغز در وسط یک کار تحلیلی تر استفاده کنید. این فعالیت ها پنج دقیقه طول می کشد. در بعضی موارد ، شما ممکن است یک فعالیت تفکر واگرا را انجام دهید. شما می توانید به دانش آموزان یک نقاشی نیمه انتزاعی نشان دهید و از آنها بخواهید که لیستی از ایده های ممکن را برای آنچه ممکن است آن تصویر نشان دهد تولید کنند. در موارد دیگر ، شما ممکن است دانش آموزان را با دو یا سه مورد ارائه دهید و سپس از آنها بخواهید که لیستی از موارد ممکن را که می توانند با آن موارد تهیه کنند تولید کنند. یکی از چالش های مورد علاقه من به زبان گرا این است که از دانش آموزان بخواهید که یک نامه را در یک تیم ورزشی تغییر دهند تا چیز جدیدی بسازند (بنابراین شما با Pittsburgh Pilates ، راهبه های ققنوس یا L. A. Fakers به پایان می رسید). بنابراین ، دوباره ، این تفکر واگرا ممکن است بصری ، مکانی یا مبتنی بر زبان باشد.
اگر 60-90 دقیقه فرصت دارید ، می توانید یک چالش تفکر واگرا طولانی تر انجام دهید. در اینجا یک مثال آورده شده است:
اگر این چیزی است که می خواهید امتحان کنید ، می توانید با تایپ کردن آدرس ایمیل خود و کلیک روی دکمه زرد "ارسال" آن را بارگیری کنید. من همچنین یک ایمیل هفتگی با دسترسی رایگان و فقط دسترسی به آخرین پست های وبلاگ ، فیلم ها ، پادکست ها و منابع خود را برای شما ارسال می کنم تا به شما در تقویت خلاقیت و ایجاد نوآوری در کلاس خود کمک کند.
موفقیت! اکنون برای تأیید اشتراک خود ایمیل خود را بررسی کنید.
شماره 2: محدودیت خلاق را در آغوش بگیرید
اگرچه می توانید تمرینات تفکر واگرا را انجام دهید ، اما به ادغام تفکر واگرا در کل فرآیند PBL کمک می کند. یکی از زمینه های مهم از طریق محدودیت خلاق است.
تفکر واگرا هنگامی که با محدودیت ها روبرو هستیم رونق می گیرد. این ایده اصلی محدودیت خلاق است. هنگامی که منابع کمتری دارید ، باید روش های جدیدی برای استفاده از منابع موجود خود پیدا کنید. من زمانی را به یاد می آورم که بدون هیچ صندلی چمن یا اسباب بازی به ساحل رفتیم. بچه های ما شروع به اختراع بازی های خود کردند. وقتی خسته شدند ، "صندلی های شن و ماسه" خود را با دارندگان فنجان ایجاد کردند. ناگهان ، محیط از یک مکان به یک عنصر طراحی منتقل شد.
به عنوان مربیان ، ما می توانیم محدودیت خلاقانه را از چند روش مختلف بگنجانیم. یک گزینه محدود کردن زمان از طریق نمونه سازی سریع است. این ممکن است شامل یک چالش سازنده سریع و به موقع باشد ، جایی که آنها باید به سرعت از طریق تکرارها حرکت کنند. یا ممکن است این یک نوشتن به موقع باشد ، جایی که دانش آموزان بدون انجام برنامه ریزی از قبل ، سخنان خود را بیرون می آورند. وقتی این اتفاق بیفتد ، دانش آموزان در خلاقیت خود با ریسک کمتری رشد می کنند. آنها همچنین تسلط خلاق را ایجاد می کنند ، جایی که قادر به برنامه ریزی ، پیاده سازی و تجدید نظر در یک کار خلاقانه به سرعت و با حس نمایندگی و کنترل هستند.
در موارد دیگر ، ممکن است گزینه ها یا مواد را محدود کنید. یادم می آید وقتی فیلم های سفید را با دانشجویان انجام دادم. آنها مجبور بودند از تخته سفید استفاده کنند و مجبور بودند آن را ترسیم کنند. محصول نهایی آنها باید در مدت زمان 30 ثانیه باشد. این محدودیت ها به جای محدود کردن خلاقیت ، دانش آموزان را به فکر واگرایی سوق می دهد. ما اغلب اصطلاح "فکر در داخل جعبه" را می شنویم ، اما تفکر واگرا می گوید: "در مورد جعبه متفاوت فکر کنید."منظور من این است:
شماره 3: بازی را درج کنید.
طبق یک مطالعه طولی ، 90 ٪ مهد کودک ها در سطح "نبوغ" برای تفکر واگرا قرار می گیرند. طی پنج سال ، تعداد آن به 50 ٪ کاهش می یابد و بعد از آن کاهش شدید دارد. در حالی که برخی از این موارد ممکن است نتیجه توسعه انسانی باشد ، من فکر می کنم چیز دیگری در محل کار وجود دارد. تفکر واگرا هنگام بازی مردم شکوفا می شود. به نظر می رسد یک ارتباط جذاب بین بازیگوش و تفکر واگرا وجود دارد. محققان این موضوع را "خودجوش جسمی ، اجتماعی و شناختی" تعریف کردند. شادی آشکار ؛و حس طنز. "
سال گذشته به یاد می آورم که طوفان برفی زیادی داشتیم و آنها مدرسه را لغو کردند. خوب ، با یک طوفان بزرگ برفی ، من در واقع چند اینچ منظورم است. این ، این اورگان غربی است ، از این گذشته. بچه های ما فرشتگان برفی و آدم برفی و گرگهای برفی و نینجا برفی درست کردند. اما سرانجام ، این ساعت ها در برف منجر به کنجکاوی شد. پیرترین پسر من پرسید: "چه سریعترین برف را ذوب می کند؟"از آنجا ، او هر ماده شیمیایی قابل تصور را آزمایش کرد و سرانجام دفع کننده خود را طراحی کرد. آنچه در بازی شروع شد سرانجام منجر به تفکر واگرا شد.

این می تواند در مدرسه دشوار باشد ، جایی که ما نقشه های برنامه درسی تنگ و زمان محدود داریم. با این حال ، هنگامی که معلمان راه هایی برای ترکیب بازی و طنز و شادی در برنامه درسی خود پیدا می کنند ، لحظاتی را ایجاد می کنند که دانش آموزان قادر به تفکیک واگرایی هستند. طنز بگیریدهیچ وقت و تلاش دیگری طول نمی کشد اما این یک روش ساده برای مدل سازی ریسک پذیری خلاق و تفکر واگرا است. اما اگر می خواهید کمی بیشتر وقت بگذارید ، ممکن است یک Maker Maker Maker Donday Challenge را انجام دهید ، جایی که دانش آموزان با بازی با موارد برای طراحی چیز جدید ، مشکلات را حل می کنند.
شماره 4: از تفکر واگرا برای ناآرامی استفاده کنید.
این یک ایده ساده است اما یکی از موارد مورد علاقه من است. قانون شماره 9 پیکسار در قوانین قصه گویی خود ، "شماره 9: وقتی گیر کردید ، لیستی از آنچه در آینده اتفاق نمی افتد تهیه کنید. بارها و بارها مطالب برای عدم حضور شما ظاهر می شود. "با تولید لیستی از "ایده های بد" ، شما در نهایت به فکر واگرایی هستید. شما با ایده های تصادفی روبرو می شوید که از بلوک ذهنی اولیه خود عبور می کند ، که اغلب می تواند منجر به نوآوری شود. با بازگشت به داستان گلادیاتورهای آمریکایی من ، من و برادرم موجودی از هر موردی را که داشتیم تهیه کردیم که ممکن است برای کوبیدن کسی استفاده شود. ایده بد اولیه ما خفاش بیس بال بود (خیلی خطرناک) اما پس از آن فکر کردیم که بالش ها را اضافه کنیم و این به دمپایی های کرکی منتقل شد. تفکر واگرا دقیقاً همان چیزی بود که ما به آن نیاز داشتیم تا ناپایدار شویم.
احتمالاً وقتی دانش آموزان به یک دیوار خلاق برخورد می کنند ، زمان در کلاس را متوجه می شوید. آنها ممکن است از کار بیفتند یا حتی خارج از کار به نظر برسند اما وقتی کمی نزدیک تر به نظر می رسید ، آنها می ترسند. از انجام کارها به روش اشتباه ترسیده است. ترسید که مردم کار خود را دوست ندارند. یا شاید کمتر در مورد ترس و بیشتر یک عدم اطمینان کلی و این حس باشد که آنها نمی توانند یک مشکل را حل کنند. وقتی از آنها می خواهید "ایده های بد" را ذکر کنند ، ترس را کاهش می دهید و به آنها کمک می کنید تا ذهن بیش از حد تجزیه و تحلیل را خاموش کنند و فقط ایده های خود را بیرون بیاورند.
شماره 5: ریسک پذیری خلاق را جشن بگیرید.
سیستم آموزشی ما تمایل دارد که روی جواب درست و سریع گرفتن آن تمرکز کند. اما تفکر واگرا متفاوت است. این همه در مورد خطرات خلاقانه است. هر بار که تصمیم می گیرید از یک شی به روشی متفاوت استفاده کنید یا ایده هایی را که به نظر می رسد قطع شده است ، متصل کنید ، ریسک خلاقانه ای دارید. به عنوان رهبر کلاس شما ، می توانید فرهنگی را توسعه دهید که ریسک خلاق را در بر می گیرد. من قبلاً با معلمی کار می کردم که از دانش آموزان می خواهد "حماسه های ناکام" خود را با همکلاسی های خود به اشتراک بگذارند. دانش آموزان می گفتند ، "من با ________ خطر خلاقانه ای گرفتم. این کار نکرد اما من ________ را یاد گرفتم. "سپس کلاس بعد از آن تشویق می شود. دانش آموزان وی ناامید بودند و در نتیجه ، آنها به احتمال زیاد فکر می کردند که واگرایی دارند.
اما این همچنین نیاز به تغییر در نحوه ارزیابی ما دارد. ما نمی توانیم بگوییم ، "من می خواهم که شما به طور واگرا فکر کنید" ، اما بعد از یک رویکرد با ارزش برای ارزیابی و درجه بندی استفاده می کنیم. این باعث می شود دانش آموزان ریسک پذیر باشند. درعوض ، ما می توانیم یک رویکرد مبتنی بر تسلط را انجام دهیم که دانش آموزان بدانند که آنها این فرصت را دارند که کار خود را برای کلاس بالاتر دوباره ارسال کنند. هنگامی که آنها می دانند که می توانند کار خود را تجدید نظر کنند و در نهایت چیزی را ایجاد کنند که ارزش آن را در یک نمونه کارها ایجاد کند ، آنها اشتباهات و تجدید نظر را به عنوان یک بخش طبیعی از روند خلاق می بینند. شما حتی ممکن است یک نظرسنجی یا خود بازتاب اضافه کنید که از دانشجویان می خواهد بررسی کنند که آیا آنها خطرات خلاقانه ای را در پروژه های خود داشته اند یا خیر.
من واقعاً فکر می کنم که ریسک پذیری خلاق برای ما در عمل خود مهم است. هنگامی که ما علی رغم نقشه های برنامه درسی تنگ ، قاب های محدود و کمبود فناوری کافی ، پروژه ها را طراحی می کنیم ، ما در حال الگوبرداری از تفکر واگرا برای دانش آموزان هستیم. متأسفانه ، هیچ تضمینی برای این کار وجود ندارد. ممکن است کار کندمی تواند شکست بخورد. و در سیستمی که بر "بهترین شیوه ها" متمرکز است ، این می تواند مشکل باشد. با این حال ، این عدم اطمینان در قلب نوآوری است.

اما وقتی تصمیم می گیریم بگوییم ، "من می خواهم یک روش متفاوت را امتحان کنم" یا "من قصد دارم نقشه برنامه درسی را هک کنم" ، ما در پایان به الگوبرداری از نوع ریسک خلاق که می خواهیم در دانش آموزان خود ببینیم. مسئله این است که آنها تماشا می کنند. آنها محدودیت هایی را که با آنها روبرو هستیم را می بینند و آنها می دانند که چه موقع تصمیم می گیریم متفکران واگرا باشیم.
شماره 6: کنجکاوی خود را تعقیب کنید.
جاروبرقی Dyson هنگام مطالعه کارخانه های اره برقی ، پیشرفت خلاقانه ای داشت. کنفرانسی که در تلاش است تا مردم را به موقع به جلسات سوق دهد ، پس از نگاه کردن به برنامه های قطار ، رویکرد خود را دوباره تنظیم کرد. یک شرکت خودرو پس از استفاده از اصول طراحی از سیستم های بازی ، یک کنسول کاربر پسند ایجاد کرد. اینها همه نمونه هایی از نوآوری های متقابل صنعت است که در یک کتاب کوتاه که در اینجا اختراع نشده است موجود است. و این نمونه ای از چگونگی عملکرد تفکر واگرا است. غالباً وقتی مردم اتاقهای اکو صنایع یا رشته های خود را ترک می کنند ، از مزارع به ظاهر نامربوط الهام می گیرند. به عنوان مثال ، جای تعجب نیست که داروین به جای زیست شناس یک زمین شناس بود. او به یک دیدگاه بیرونی نیاز داشت تا درک منشأ زندگی را تغییر دهد.
این در قلب تفکر واگرا است. شما ایده ها و رویکردهای یک دامنه را در یک زمینه به ظاهر نامربوط اعمال می کنید. در این فرآیند ، شما راه حل های خلاقانه را تدوین می کنید. این احساس ضد انعطاف پذیر است اما در دنیایی که مردم در حوزه های واقعاً باریک به متخصص تبدیل می شوند ، ارزش وجود دارد که بتوانید بین تن ایده ها ، مهارت ها و رویکردهای نامربوط به عقب و جلو پینگ بپردازیم. پیش بینی قبل از زمان دشوار است. هنگامی که Eiji Nakatsu وارد تماشای پرندگان شد ، او احتمالاً نمی فهمید که او این دانش را برای طراحی مجدد قطارهای گلوله ژاپن اعمال می کند. اما علاقه وی به چیزی که در ابتدا غیر عملی به نظر می رسید ، دقیقاً همان نوع تفکر واگرا است که برای طراحی مجدد آنها نیاز دارند.
این امر به یک کنجکاوی تقریباً مزخرف نیاز دارد که در آن شما از هر چیزی که جذاب است ، از آن استفاده می کنید. همه چیز در مورد تعقیب سوالات شما و دیدن آنها در کجا شما را هدایت می کند. یک نمونه کوچک از این پروژه Wonder Day است:
اگر علاقه مند به دریافت پروژه Wonder Day هستید ، در کانال YouTube مشترک شوید ، می توانید آن را با تایپ کردن در آدرس ایمیل خود و کلیک روی دکمه زرد "ارسال" بارگیری کنید. من همچنین یک ایمیل هفتگی با دسترسی رایگان و فقط دسترسی به آخرین پست های وبلاگ ، فیلم ها ، پادکست ها و منابع خود را برای شما ارسال می کنم تا به شما در تقویت خلاقیت و ایجاد نوآوری در کلاس خود کمک کند.
موفقیت! اکنون برای تأیید اشتراک خود ایمیل خود را بررسی کنید.
شماره 7: واقعاً حوصله خود را بگیرید.
من کاملاً مطمئن نیستم که این برای مدارس به چه معنی است ، اما در اینجا می رود:
در مطالعه ای که توسط سندی مان و ربکه کادمن انجام شده است ، شرکت کنندگان مجبور بودند نام را از یک دفترچه تلفن کپی کنند. این حتی یک دفترچه تلفن جالب با نام های فانتزی مانند Dumbledore یا Flitwick نبود. این یک دفترچه تلفن استاندارد بود که دیگر هیچ کس از آن استفاده نمی کند. بعد از اینکه شرکت کنندگان اسامی را از دفترچه تلفن کپی کردند ، آنها به تمرینات تفکر واگرا مشغول شدند و در آنجا مجبور شدند چندین کاربرد برای یک شی را ارائه دهند. این گروه بی حوصله در تفکر واگرا نسبت به گروه کنترل بالاتری کسب کرد. آنها بعداً این مطالعه را با اینكه شركت كنندگان به جای نوشتن نام ، كتاب تلفن را بخوانند ، اصلاح كردند. این گروه سطح کسالت بالاتری را گزارش کرده و در تمرین تفکر واگرا در نامگذاری چندین کاربرد برای یک شی موفق تر است.
به همین ترتیب ، نیل گیمان با کنار گذاشتن همه حواس پرتی ها ، روند نوشتن خود را آغاز می کند و عمداً خود را خسته می کند. در اینجا نحوه توصیف او این روند آمده است:
من فکر می کنم این مربوط به ایده ها از کجا می آید ، آنها از رویاپردازی ، از رانندگی ، در آن لحظه که شما فقط در آنجا نشسته اید ... مشکل این روزها این است که حوصله این کار واقعاً سخت است. من 2. 4 میلیون نفر در توییتر دارم که هر لحظه من را سرگرم می کنند ... حوصله گرفتن واقعاً سخت است. من در کنار گذاشتن تلفن خود خیلی بهتر هستم ، به دنبال پیاده روی های خسته کننده هستم ، در واقع سعی می کنم فضا را برای حوصله پیدا کنم. این همان چیزی است که من به افرادی که می گویند "من می خواهم نویسنده شوم" می گویم ". عالی ، خسته شوید.
من به عنوان یک استاد ، من با کسالت کار سختی دارم. من می خواهم کلاس من جذاب باشد. من به خودم افتخار می کنم که چیزها را جالب نگه دارم. اما اگر کسالت در واقع یک هدیه باشد ، چه می شود؟یا شاید هدیه ای نباشد. چه می شود اگر بیشتر شبیه یک رشته باشد که باید پرورش دهید؟تصادفی نیست که ایده های خوبی هنگام دوش گرفتن یا در حالی که ظروف را انجام می دهید اتفاق بیفتد (توجه داشته باشید که ترجیحاً نباید همزمان این کار را انجام دهید). ما برای ایجاد ارتباط بین ایده های به ظاهر نامربوط به کسالت نیاز داریم.
برای آنچه ارزشش را دارد ، من نمی خواهم دانش آموزان همیشه در مدرسه حوصله داشته باشند. با این حال ، من فکر می کنم راه هایی وجود دارد که می توانیم عناصر کسالت را برای تقویت تفکر واگرا در آن قرار دهیم. به عنوان مثال ، در سطح ابتدایی ، می توانیم لحظاتی را در یک پروژه داشته باشیم که کل کلاس پیاده روی کند. این ممکن است مانند اتلاف وقت به نظر برسد اما یک مطالعه جالب استنفورد وجود دارد که نشان می دهد چگونه پیاده روی 30 دقیقه ای عملکرد را در کارهای تفکر واگرا افزایش می دهد. گزینه دیگر ممکن است ایجاد لحظاتی باشد که دانش آموزان برای مدت طولانی تر روی یک کار ، کاملاً عاری از حواس پرتی کار می کنند. اما این بدان معنی است که لحظاتی وجود دارد که شما از کسالت کار خلاقانه عبور می کنید. هنگامی که به دانش آموزان کمک می کنید تا در کار عمیق شرکت کنند و به حالت خلاقانه برخورد کنند ، حتی وقتی خسته کننده می شود. من به اندازه تمایل به توسعه استقامت خلاق و داوطلبانه در فرهنگی که همیشه مورد توجه شما قرار می گیرد ، از کسالت حمایت نمی کنم.
خب! حالا شما مالک آن هستید. این هفت روش است که می توانید از دانش آموزان الهام بگیرید تا به طرز واگرایی فکر کنند. من دوست دارم افکار شما را در مورد این و شاید حتی استراتژی های دیگری که ممکن است از دست بدهم بشنوم. در زیر صدا کنید و نظر خود را در زیر بگذارید.
طرح و منابع رایگان PBL خود را دریافت کنید

این طرح PBL رایگان را به همراه دسترسی فقط به اعضا به یک منبع PBL رایگان هر هفته برای 4 ماه آینده دریافت کنید!
مدرسه ی فارکس...
ما را در سایت مدرسه ی فارکس دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : مینا لاکانی
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : جمعه
4 فروردين
1402 ساعت: 13:28